پانیساپانیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

panisa

هروز که میگذره بیشتر عاشقت میشم

کجای چهار فصل نام تو میگنجد...؟ رویش از توست بهار*بهانه*باران هم! تو... فصل پنجم شاعرانه های منی دخترک نازم...! هرچی بیشتر می گذره بیشتر متوجه میشم بهت وابسته میشم بهت بیشتر از دیروز علاقه مندتر میشم بیشتر دلتنگت میشم بعضی وقت ها فقط بهت خیره میشم راستو بخوای دلم برای بچگی هات تنگ میشه دوست ندارم فراموش کنم که زیبا ترین روزهای کودک تو میدونی دخترم تو برای من نه تنها دختر همه چیز من هستی همه کسم هرروز که میگذره بیشتر حست میکنم نمیدونم این چه حسیه که منو دیونه خودت کردی ازعشقم به خودت نمی تونم چیزی بگم دخترم امروز به این فکر میکردم وقتی مادر باشی دلت می خواد بهترین ها ما بچه ات باشه من حاظرم لباس خوب نپوشم وگران قیمت ول...
11 مهر 1392

مادرم

مادرم اگر دیگر پیر شدی وحال مرا نپرسی اگر واقیعیت داشته باشد که تودیگر مرا دوست نداری ولی من تو را دوست دارم   من بدهکار توام ای مادر    همه جانی که به من بخشیدی       لحظاتی که برای امن من جنگیدی           و بدهکار توام عمرت را              روزهایی که ز من رنجیدی                  اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی من بدهکار توام ای مادر!        اگه مادری حتی فقط فرزند...
11 مهر 1392

مادرم

مادرم اگر دیگر پیر شدی وحال مرا نپرسی اگر واقیعیت داشته باشد که تودیگر مرا دوست نداری ولی من تو را دوست دارم من بدهکار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بدهکار توام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی من بدهکار توام ای مادر! اگه مادری حتی فقط فرزندی رو - فقط و فقط - به دنیا بیاره ... اون فرزند تا آخر عمرش مدیون مادرشه ... 9 ماه از خون مادر خورده و نوشیده و مواد زاید بدنش رو فرستاده تو خون مادر تا مادر تصفیه اش کن و در بدن گرم و نرم مادر زندگی کرده و کلی زحمت بهش داده و موقع بدنیا اومدن چندین روز و ساعتهای زیاد ، دنیا رو جلوی...
11 مهر 1392

92/05/06 رستوران

بازهم امشب رفتیم رستوران سلوا پانیسا جون عزیزکم بخدا قسم خوردم اگر لوس هم بار بیایی نمی خوام چیزی برات کم بزارم چون همیشه خودم غمگین بودم با اینکه مادر داشتم و دارم باز هم انگار نیست اصلا نیست بخدا بی انصاف نیستم خیلی سرد ازمن بماند که چه کوتاهی کرده فقط در عجبم مادر شده اصلا دلش برای بچه اش نسوزه تنگ نشه نمی دونم الان قد تموم دنیا دلم گرفته مامانی پانیسا گاش اونقدر بزرگ بشی منو بفهمی که دیگه با وجود تو جای خالی هیچکس احساس نکنم حتی دیگه فراموش کنم دلتنگی رو پانیسا جوووووووووووووووووووون خدا رو هرروز شکر میکنم که تو رو دارم همین برای من بسه ...
8 مهر 1392

کارهای من و تو

برات برنج و خورشت کمی با پشت قاشق له میکنم و ماست قاطی میکنم تقریبا دوست داری با کلی ناز میخوری تخم مرغ اصلا نمی خوری دوست نداری هرچند دکترت خیلی تاکید کرد بهت بدم خرما خیلی با علاقه نه نمی خوری دنت هم دوست داشتی اما الان دیگه نمی خوری آب هم میگی ولی الکی می خوای بازی کنی بسگویت مادرهم که بدم دستت خونه پر میشه از مورچه باید تیکه کوچیک بزارم دهنت موز هنوزم بهت میدم نارگی دوست داری اماترشه هرچی باهات صحبت میکنم میگم بگو بابا نمی گی اصلا دوست نداری حرف بزنی راستی لی لی حوضک و دست داری قلقکت میاد دستت می کش عقب قلقلکی هستی زیاد کلاغ پر تازه یادت دادم اما فقط انگشتت میاری کنار انگشت من میزاری بادقت گوش میدی آها...
8 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به panisa می باشد