هروز که میگذره بیشتر عاشقت میشم
کجای چهار فصل نام تو میگنجد...؟
رویش از توست
بهار*بهانه*باران هم!
تو...
فصل پنجم شاعرانه های منی دخترک نازم...!

هرچی بیشتر می گذره بیشتر متوجه میشم بهت وابسته میشم بهت بیشتر از دیروز علاقه مندتر میشم
بیشتر دلتنگت میشم بعضی وقت ها فقط بهت خیره میشم راستو بخوای دلم برای بچگی هات تنگ میشه دوست ندارم فراموش کنم که زیبا ترین روزهای کودک تو میدونی دخترم تو برای من نه تنها دختر همه چیز من هستی همه کسم هرروز که میگذره بیشتر حست میکنم
نمیدونم این چه حسیه که منو دیونه خودت کردی ازعشقم به خودت نمی تونم چیزی بگم دخترم امروز به این فکر میکردم وقتی مادر باشی دلت می خواد بهترین ها ما بچه ات باشه من حاظرم لباس خوب نپوشم وگران قیمت ولی تو بهترینها رو داشته باشی اصلا دلم نمی خواد یک لحظه احساس کنم چیزی کم داری میگم تو تموم زندگیم هستی یعنی بخاطرت هرکاری میکنم منتی نیست چون خودم خواستم تو باشی و میخوام صبحها وقتی چشم باز میکنم تو رو میبینم با صدای ناز تو بیدارم میشم انرزی مگیرم
باهم صبحانه میخوریم خیلی می چسبه راستشو بخوای احساس غرور میکنم کنارم هستی واز اینکه لقمه های کوچیک میزارم دهنت لذت میبرم
وقتی دارم کار میکنم عین یک فرشته تو خونه دنبالم میایی وکنارم هستی حس خوبی دارم ازاینکه هروقت بیرون میرم و حاظرت میکنم خیلی دلگرم تر میشم به زندگی چون میدونم همیشه یکی هست که همیشه من دوست داشته باشه از ته قلبش
گفتنی ها زیاده ولی نمیدونم کدوم بگم راستشو بخوای از اینکه مادرت هستم خوشحالم احساس
مسئولیت سخته اماخیلی هم شیرینه وقتی تو باشی دنیا یک رنگ دیگه است
گل سفیدم


هروز که میگذره بیشتر عاشقت میشم
