کارهای من وتو
از صبح که بیدار میشی نمک پخش و پلا میکنی تاشب از چی بگم میترسم از قلم بیفته
صبحانه عین آدم بزرگاها دیگه نون پنیر و کره مربا میدم بهت گاهی اوقات میل نداری اذیت میکنی منم نگران ازینکه ضعف میکنی
کلی سر سفر بهم میزنی خراب کاری میکنی اول ها دوست نداشتم دیگه وسواس گذاشتم کنار وفقط تو رونگاه میکنم بهت لبخند میزم و لذت میبرم از هدیه ای که خدا بهم داده
پانیسا جون دخترکم وقتی دستم رو می گیری باخودت می بری تو دنیای کودکیت دیگه هیچی نمی فهمم این دنیا رو باتمام خوبی ها بدی هاش جا میزارم برای آدم بزرگا چه حیف که بزرگ شدم کاش بچه بودم
میان وعده با کلی ناز می خوری آب با لذت و کمال میل می خوری تا نزدیک آب سرد کن میریم یا صدای شیر آب میاد باصدای بلند میگی آپ آپ...
برات یک استکان بلور گذاشتم کنارواندازه دست خودته توش آب میخوری گذاشتم خودت تجربه کنی دوست داری از این بابت خوشحالم وقتی استکان تو دستت میبینم دلم ضعف میره برای اون آب خوردنت
نهار هم بیشتر اوقات با ما میخوری عادت کردی کم پیش میاد تنها بخوری ولی تنها بدم بیشتر میخوری ولی وقتی کنار ما باشی سفر رو بهم میزنی و از غذا خوردن فرار میکنی نفسم
ساعت 8 صبح بیداری بعد صبحانه بازی میکنی قطره آهن میخوری مینا جویس بعد تلوزین وبازی شلوغ کاری میکنی مدام عین جوجه دنبالم میای هرجا میرم
یاد گرفتی اسباب بازی هاتو میندازی تو سبدت یعنی مرتب کردن مثلا دباره درمیاری و بهم میزنی
بالشتهای رو مبل میاری میگی لالا لالا لالا
بالشت خودت چون سبکه اون ببر که خریدم مدادم دستت یک پتو سبک نوزادی هم داری هنوزم دوستش داری میزنم روت مدادم دوست داری باهاش بازی کنی وبکنی سرت همه چیز لباسهات رو میاری میندازی گردنت فکرکنم میخوای تنت کنی
حلقه هرم هوشت میکنی پات دستت
دوست داری باقاشق خودت بخوری غذااینا منظورمه
به ماشین لباس شویی خیلی علاقه داری اگر قفل کودک نداشت تاحالا داغونش کرده بودی
میری تو خیخچال وبهانه میکنی یک چیزی بدم دستت البته وقتی خودم درش باز کنم
به کلی کلک میارمت بیرون
الو کردن دوست داری خیلی چه با تلفن خودت یا تلفن خونه گاهی دستت الکی میزاری گوشت و میگی ادو ادو
همچنان با دستت ضربه میزنی تو صورتمون البته ندونسته می خوای باهمون بازی کنی نمی دونی چه جور
لی لی حوضک دوست داری و یاد گرفتی دست پاشکسته
کلاغ پر دوست داری میگم کلاغ پر انگشتت و میزاری کنار انگشتم
جیش همش میگی نمیدونی ولی فهمیدی اونجا اسمش جیشه
وقتی باد معد ازت خارج میشه خودت می خندی و میگی جیس یعنی جیش
وقت خوابیدن ظهر یا شب کلی خوت میکوبی و می غلتی تو درخت خواب ها
زمین می خوابیم چون هردوتامون عادت کردیم خوابیده شیربدم شیربخوری برام سخته تو تخت خودت
تو این مدت چند باری خواستم بخوابونمت چون سیر بودی خسته اینقدر خودت انداختی روی پتو بالشت تا دیدم دیگه تکون نمی خوری دمرو خوابیدی وخوابت برده دیگه تکرار نشد هرگز که خودت بخواب البته گاهی اوقات تو خواب دستت زیرت می مونه وخوابت می بره بیدارمیشی من خودمو میزنم خواب تو هم میبینی من خوابم می خوابی فدات بشم گاهی هم باید مم باشه وگرنه نمیشه
راستی میایی بغلم یقه پیراهن منو میکشی و مگی مم مم ممه
بعد تو بغلم نشسته باهزار مسخره بازی شیر میخوری و کلی بهت مزه میده منم کلی باهات بازی میکنم و مخندیم
قلقلک دوست داری چه من باشم چه بابا از صدای خندهات میرم تو آسمون نمیدونی چه کیفی میکنم وقتی که از ته دل بی غصه و شاد میخندی از ته دل شادمیشم
وقتی میخوام مای بیبی کنم فرار میکنی کلی کلک میزنم بهت تا میای حالا بستنش هم دردسریه نمیزاری
پله جلوی اتاق خواب که خیلی هم ارتفاع نداره دوست داری میای میشینی و پاهاتو آویزون میکنی وتکون میدی
بغل منو بابا خیلی دوست داری بشینی دنده عقب میای و مشینی چقدر دوست دارم این لحظه رو تکه از وجودم نازنینم
یک نون محلی اینجا هست بهش میگن گرده یا برساق عاشقشی میگری دستت و تو خونه میچرخی و کوچلو ازش میخوری
موز دیگه گاز میزنی آخه قبلا با قاشق میدادم بهت
دوست داری انگشت کنی تو ماست بزاری دهنت وگاهی هم خراب کاری کنی
پشت سر من و بابا گریه میکنی یک جور وابستگی
در حال باز میشه بدو بدو میای میربیرون
بابابی خوب بلدی با همه
کلمه بابا ممه ماما جیس آپ ادو اشاره رو بلدی فلا
کنترل میاری میدی بهم برنامه های مورد علاقه تو رو بزارم دکتر کپی که شعر مدرسه ها واشده
تبلیغ وقتی تموم میشه با انگشت اشاره میگی اون ویک چیزی که فقط خودت متوجه میشی
کلمات نامفهموم زیاد میگی نی نی هم قبلا میگفتی اما یادت رفته
ذوق میکنی
راستی تازه یاد گرفتی بابا میگه ماشالله ماشالله پشت سرهم و بادست زدن
توهم پاهاتو از هم باز میکنی و میکوبی زمین حالت مسخره بازی اینقدر این کار رو دوست دارم من و بابا کلی ذوق میکنیم برات
دس دسی بلدی چه جور یک قاشق غذا بخوری به افتخار خودت دست میزنی
اگر میل به چیزی نداشته باشی میریزیش بیرون از دهنت که جالب نیست اصلا
میگم دست مامان بگیر محکم میگیری میایی آشپزخونه تا یک چیزی بهت بدم
گاهی وقت ها لج میکنی دوست ندارم
گاهی وقت هاجیغ میکشی دستها تو میزاری درگوشت خوشم نمیاد
همچنان مای بیبی شماره 4 میبندی
ددر و میگی و دوست داری
گوشی موبایل کنترل هم دوست داری خیلی
دسته کلید دوست داری
به هرچیزی غیر اسباب بازی های خودت علاقه نشون میدی
میشینی پاتو بلند میکنی بوسش کنیم چون یکبار اوف شده بود دیگه شده عادت روزی صد بار
آینه دوست داری وقتی دست و صورتت میشورم تو آینه رو به روشویی خودتو می بینی خوشت میاد
مدادم دور میز ال ای دی مییچرخی منم میترسم چون شیشه است و خطرناکه
تا در سوپر مارکت باز میکنم میای و می خوای یک چیزی از اون تو برداری وباش بازی کنی
پانی جون بدون خیلی دوستت دارم
اون روز مم میخوردی محکم گاز گرفتی فقط خودمو نگه داشتم جیغ نزنم که یک دفعه اشک تو چشمم حلقه زد و تند تند اشکم پشت سرهم ریخت باب دلش کباب شد برام زود تو رو بغل کرد برد اون ور من دیدم بله سر سینه هام گاز گرفتی زخم شده چاره ندارم چون دندون درمیاری عسل چند روزیه از دردشون حالی دارم خدایا وقتی میدم بهت گوشت تنم میلرزه الهی بمیرم درد دندون تو بیشتر و صدبراربر بدتره ماما فدات بشه عشقو یکی یک دونه ناز دونه


کارهای من وتو
