پیشرفت ها
یاد گرفتی دست هاتو میزاری پشتت و راه میری یاد گرفتی با سرعت راه بری یاد گرفتی من چیزی میخورم میای عین جوجه دهنت باز میکنی خوراکی میزارم دهنت و میری وقتی تموم شد دوباره بر میگردی یاد گرفتی اسباب بازی هاتو بزاری تو سبدش گاهی اوقات یاد گرفتی گاهی میگی بده بابا مامان و مامانی گاهی بهم میگی اما نه همیشه میگی مامان آب این کلمه رو خیلی شدید تکرار میکنی هروقت باشه یاد گرفتی میگی جیش نمیدونم معنی شو میدونی یا نه به تبلیغ از همون اول هم علاقه داشتی برنامه ای هست به نام پنجول دوستش داری شعر و ترانه های شادهم دوست داری باشنیدنش خودتو تکون میدی خلاصه عمه سمیه دیشب میگفت بوسش کردی اما مطمین نیستم اینکار کردی یا نه چون بلد ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51





