پانیساپانیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

panisa

92/05/02 دالی

تازه گیا یاد گرفتی میگم دالی کنی دستای کوچلو خوشگلتو میزاری روی چشمت و دالی میکنی ...
8 مهر 1392

92/05/04 خاطرات زایمان طبیعی مامان پانیسا

راستی دختر گلم تا الان نشده بود خاطره روز خوبی که بدنیا امدی بنویسم شاید اون وقت که این میخونی من نباشم شاید تو توی ماه مبارک رمضان به دنی آمدی گلم 19 مرداد شب 21 رمضان عصر برای چکاپ هفتگی رفته بودم این ماه هشتم و نهم باید هر هفته میرفتم پیش دکتر فرحناز فریدونی من دقیقا 37 هفته خوردی بودم یعنی شما 2 هفته زودتر به دنیا آمدی میگفتم عصر که رفتم دکتر معاینه کرد و گفت ببینم درد داری گفتم کمی آره گفتم خانم دکتر امشب وقتشه گفت آره میتونی برو بخواب بیمارستان ببینم امشب میزایی یانه دقیقا حرف خودش من هم خوشحال بودم هم باور نمیکردم همه استرس داشتم .... بهم گفت یک دوش بگیر و یک شام سبک بخور بیا قبل ساعت یازده اونجا باش شب منم تا ...
8 مهر 1392

92/04/29 امشب خیلی دلم گرفته

دوست دارم شعر بخونم تو وبلاگت بزارم شاید دلم آروم بشه وقتی که تو نیستی... وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن، یک وا‍ژه، یک ماه! من فکر می کنم در غیاب ِ تو همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست! همه ی ِ پنجره ها بسته است! وقتی که تو نیستی من هم تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام! ...
8 مهر 1392

92/05/01 اولین تاتی

برای اولین بار امروز به تنهایی تونستی خودت یک یا دو قدم برداری خیلی خوشحالم دخترم قدمت مبارک باشه ...
8 مهر 1392

92/05/01 شکستن لوله آب

شکستن لوله آب و قطع شده شارژماهیانه اینترنت مخابرات باهم اتفاق افتاد که من و شما همش یا خونه مامان مینا بودیم یا خونه مامانی که بالاخره بابا جون درستش کرد
8 مهر 1392

92/04/10 جاروبرقی

نمیدونم پانیس خوشگل چرا اینقدر از جاروبرقی میترسی از اول هم اینجوری بودی خدا کنه تو آینده بهتر بشه
8 مهر 1392

92/04/19 ماه مبارک رمضان ویازده ماهگی

عزیزمامان امروز اولین روز و ماه وسالی هست که ماه رمضون کنار ماهستی امروز 10ماهت تموم شد وارد11ماهگی شدی مبارکه گلم راستی امروز رفتیم بهداشت الانم خسته شدی و خوابیدی الهی فدات بشم گلم بعد رفتیم سبزری خریدیم بعد رفتیم زولبیا و بامیه خریدیم ...
8 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به panisa می باشد