اینم خودم برات خریدم
کار جدید
یاد گرفتی عین پیر مرد ها دستت میزاری پشتت راه میری
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
یک اتفاق وحشناک
امروز یک لحظه رفتی جلوی میزو واییییییییییییییییییییییییییییییییی اصلا نمیتونمن دیگه تصورش کنم لبه میز گاز گرفتی خواستی بری بالا که یک دفعه محکم خوردی زمینی اولش هیچی نبود بغلت کردم بردمت جلوی بوفه که یک دفعه دهنت پرخون شد وبه حالت وحشتناکی خون میامد شدید و خیلی قرمز و بای یک لحظه مردم سریع جیغ کشیدم و باباتو صدا زدم گفتم خون خون خون از دهنش میاد مهدی چه کارکنم خیلی دست و پاچه شدم باباهم مدام سرم جیق میزد و می گفت چرا میز گذاشتی کلی دعوا م کرد حرفهای بعد نثارم کرد تو اون شرایط هرچی دهنش آمد گفت عین بید می لرزیدم فقط خدا میدونه چه حالی بودم بردمت جلوی ظرف شویی مدادم دهنت می شستم جیق میکشیدی و خون میامد و گریه میکردی نمیزاشتی ببینم چی شده خل...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
بازهم اتفاق
امرو هم شما کنارم بودی اشپزی میکردم شیشه نمک افتاد خوب بود عقب بودی وگرنه نمیدونم چی میشد خدا رحم کرد افتاد و شکست خلاصه خونه رو بادقت جارو کشیدم گل نازم ببخشید یکم ناراحت شدم چون خودم هم ترسیده بودم
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
پیشرفت ها
یاد گرفتی دست هاتو میزاری پشتت و راه میری یاد گرفتی با سرعت راه بری یاد گرفتی من چیزی میخورم میای عین جوجه دهنت باز میکنی خوراکی میزارم دهنت و میری وقتی تموم شد دوباره بر میگردی یاد گرفتی اسباب بازی هاتو بزاری تو سبدش گاهی اوقات یاد گرفتی گاهی میگی بده بابا مامان و مامانی گاهی بهم میگی اما نه همیشه میگی مامان آب این کلمه رو خیلی شدید تکرار میکنی هروقت باشه یاد گرفتی میگی جیش نمیدونم معنی شو میدونی یا نه به تبلیغ از همون اول هم علاقه داشتی برنامه ای هست به نام پنجول دوستش داری شعر و ترانه های شادهم دوست داری باشنیدنش خودتو تکون میدی خلاصه عمه سمیه دیشب میگفت بوسش کردی اما مطمین نیستم اینکار کردی یا نه چون بلد ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
عاشق پاییزم
عاشق پاییزهستم پانیسا جونم خیلی خوشحالم که خدا این پاییز نصیبم کرد تا باتو باشم گل خوشبوی مامان پاییز زیباست .. برای با تو بودن .. پاییز زیباست ... برای با تو بودن ... زیبا ترین قاب خاطره هایم را بر فراز روح لطیفم می آویزم .. و قدم در قاب جاده عشق و دوستی را با تو تا بی نهایت ادامه خواهم داد .... وقتی تو باشی .. با بودن تو انگار همه چیز هست اشک هایم را از پهنای صورت بر فراز آسمان می نشانم .. روز ها بی تو انگار معنایی ندارد .. تمام این روز ها و این لحظه ها آرزوی ددیدار روح بلندت و و بودنت و جاودانه ماندن عشق سبزت را در جان و دل میپرورانم .. آری پاییز زیباست .. با تو .. سراسر رنگ و امید و زیبایی ست ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
سرماخوردگی
از جمعه من دچار سرما خوردگی شدم رفتم دکتر خدا کنه تو مریض نشی دختر دسته گلم من خیلی زودتر هم پیشگیری کردم اما چاره چیه فقط خدا کنه تو نگیری من اصلا حالم خوب نیست خیلی شدید مریض شدم
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
کلید
اون روز دیدم صدای کلیدمنه میاد امدم دیدم بابا رفته حیاط و کلید رو در جا گذاشته تو هم با دقت می خوای بگیریش قربونت بشم که عقلت میرسه پاهاتو بلند کنی مامانی فدات بشه ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51
شیردنت موزی
فکر نکی این قدر عاقل می خوری نه اولش خوبه بعد نی شو در میاری و میریزیش روی فرش می مالی موهات هر کاری مکینی تا کفر منو دربیاری منم باید مراقب باشم مجبورم خودم بهت بدم وگرنه وای همه جارو کثیف میکنی چند روز پیش مغازه روسری فروشی بودم که ساندیس رختی کف مغازه مردم از خجالت مغازه دار گفت عیبی نداره منم گفتم آره الان کلی بهمون حرف میزنه تو دلش اینا نی شو در آوردی می خوای بدون نی بخوری نوش جونت گلم به خاطر همین شیرن کاریات که عاشقتم ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
10:51






