گل سفیدم
دختر گلم خیلی شیطون شدی میای و درب کابینت باز میکنی بابا هم مجبور شد دستگیر هاشو در بیاره
گلم چون در باز میکنی و خدای نکرده دستت کنار در می مونه
کشوها رو هم مدتی باز میکردی اما یک روز من حواسم نبود دستت کنارش موند دیگه سراغش نرفتی
راستی هرچی دستت میگیری ما ازت می خوایم بهمون بدی فرار میکنی و جیغ می کشی و ذوق میکنی گلم
نمیدونی چقدرررررررررررررر دوست دارم گل سفیدم
به زودی عکس میزارم چون حجم عکسها بالاست دخترم باید درست بشه
راستی امروز خیار شور ریختم وآبلیمو گرفتم اینقدر شلوق کردی که خدا میدونه
البته شما فقط خواستی به مامانت کمک کنی میدونم
راستی امروزم رفتیم روضه اولش خیلی اذیت کردی و اذیت شدم اما بعد عین یک دختر خوب خوابیدی گل مامان خاله معصومه سهم تو داد منم وقتی بیدار شدی بهت دادم آخه نون حلوا خیلی دوست داری نوش جونت باشه
آب هم خیلی دوست داری تا ما آب می خوریم میگی منم منم
وقتی جلوی یخچال میگم پانی بشین آب بدم سریع میشنی و منتظر میشی بعضی وقتها هم من نمیگم خودت میشینی ومنتظر آب می مونی دوست دارم گل سفیدم
بهم خیلی وابسته شدی دیگه بغل کسی نمیری جز بابامهدی
بانیسا جون اینکه مادرم خوشحالم ووشحالتر اینکه میدونم مال خودمی یک جورایی عاشق این دلبستگی بینمون هستم درسته بیشتر اوقات اذیت میشم اما شیرینه داشتنت به همش می ارزه گلم
این عکسها مربوط به قبل روضه است حاظر شده بودی شلوغ میکردی










گل سفیدم
