لباس عروس
دیروز رفتم برات یک لباس عروس خریدم البته باهم رفتیم من موقع لباس عوض کردن تو پرو بودم چقدر گریه کردی راستی زن عمو ایرج اگر نرسیده بود که دیگه هیچی به طور اتفاقی همدیگرو دیدیم خیلی خوب شد ولی من نتونستم برای عروسی لباس بخرم قرار امروز بریم ببینم چیزی پیدا میکنم شما که همه چیز برات ست کردم عکس میزارم گل سفیدم قراره دوشنبه بریم کرج عروسی پسر عمه بابا

اینم تنخورش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


لباس عروس
