پانیساپانیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

panisa

92/05/07 خیلی داغونم دخترم

1392/7/8 10:41
نویسنده : SEDIMAMAN
35 بازدید
اشتراک گذاری

اومدم اعتراف کنم شاید قلبم آروم شه
اعتراف میکنم خییییییییلییییییی دلم گرفته
اعتراف میکنم قلبم امروز حسابی به درد اومد
اعتراف میکنم قلبم شکسته چه جورم
اعتراف میکنم خیلی تنهام
اعتراف میکنم با اینکه تمام عزیزانم رو دارم اما هیچ همدمی ندارم
اعتراف میکنم که خسته ام از دنیا با آدم های عجیبش
اعتراف میکنم حق من که به فکر دل همه هستم این همه تنهایی و غم نبود
اعتراف میکنم از این همه فداکاریم و زیر پا گذاشتن دلم خسته شدم
اعتراف میکنم دلم میخاد با صدای بلند اشک بریزم نه بی صدا

اعتراف میکنم نمیتونم جلوی اشکام رو بگیرم ولی میترسم شوهرم بفهمه ازم ناراحت شه

اعتراف میکنم فشار عصبی داغونم کرده

اعتراف میکنم از این همه لبخندو چهره شاد که جلوی همه به نمایش میذارم خسته شدم
اعتراف میکنم خسته ام....دلگیرم....دلشکسته ام....و تنهای تنهام....
کاش از دلم کسی خبر داشت....کاش این همه احساسی نباشم.....کاش درک میشدم.....کاش.......

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به panisa می باشد