92/04/28 دعوا
دختر نازم الان بغلم خوابیدی شیر خوردی و خوابت برد امروز روز بدیبو خیلی بد فقط منو ببخشش تو از صبح بیدار شدی من هرچی درست کردم نخوردی منم دعوات کردم مدادم حتی حاضر نبودم وقتی داد سرت زدم بغلت کنم چون ناراحت بودم ازت چند نوع صبحانه غذا اوردم اما نخوردی ولی دیدم خوابت میاد بغلت کردم و شیر بهت دادم تو خواب مدام هق هق میکردی منم اعصابم خورد بود فقط می خواستم بخوابی ولی بغلت کردم و بوسیدمت و نازت کردم دیدم یکدفعه هق هقت قطع شد اینجا بود که کلی از خودم خجالت کشیدم منو بخشش دوست دارم بخدا دیگه دعوات نمی کنم به اشتباهم پی بردم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


92/04/28 دعوا
