92/04/24 چه زود دیر میشود گاهی
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و بهت شیر دادم اعتراف میکنم از اینکه جوی بقیه شیر میدادم بهت چقدر بدم میامد
اما حالا خودمم بهت وابسته شدم بهت شیر که نمیدم انگار یک تیکه از وجدم کنده شده دیروز فکر میکردم چه جوری از شیر بگیرمت
حالا این 11ماهه اینقدر بین منو تو وابسگی ایجاد شده خدایا خودت کمکم کن
راستی وقتی به پاهات نگاه میکنم یاد اولین روز می افته که چقدر کوچیک بودی ونازوضعیف گاهی وقتا فکر میکنم قدر اون روزها رو ندونستم یعنی میدونی چیه کسی پشتم نبود تا بتونم کامل لذت مادر بودن بچشم ولی بخدا قول میدم برای تو چیزی کم نزارم وقتی می خوابی خیلی دلم میگره
کاش بیدار بودی وشلوغ میکردی دوست دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


92/04/24 چه زود دیر میشود گاهی
