پانیساپانیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

panisa

92/04/05 بای بای

وقتی که بغلت میکنم که بریم بیرون کلی ذوق میکنی هرکی باشه یا نباشه بای بای میکنی باون دست کوچیک ونازت فدات بشم آخه ...
8 مهر 1392

92/04/05 لباس و خیاطی

عمه معصومه امده هفته پیش که امده بود ازش خواستم تا برات دودست لباس بدوزه بنده خدا باکلی مشغله ودست لباس خیلی شیک برات دوخته مبارکت باشه همین لباس که خیلی بهت میاد و خودمم دوسش دارم باهاش راحتی عمه دوخته چندتا دیگه هم هست ...
8 مهر 1392

92/04/05 امروز خدا رحم کرد

امروز ظهر بعد نهار دمرو خوابیده بودم که که اسباب بازیت دستت بود امدی روی پشتم با پنجه ها کوچیکت ضربه میزدی که یک دفعه با کله از اون طرف افتادی روی اسباب بازیت و کلی گریه کردی اولش خندیدم تا گریه نکنی بعد بابا متوجه شد که اسباب بازیت توی پاش پیچ بوده کنار چشم تو خراش داده خدا رحم کرده نرفته تو چشمت ماما ن ببخشیدمنم زود پاشدم اسپند دود کردم برات بابا جون صدقه انداخت راستی امشب هم که رفته بودیم خونه مامان مینا من بهت شام دادم و خواستم شروع کنم شام بخورم چند لقمه که خوردم به بابا گفتم شما رو بگیره تا منم بتونم راحت شام بخورم گوش نکرد به خوردن ادامه داد و خندید گفت منم میخورم تا تنها خجالت نکشی امدی بغلم که یک دفعه افتادی روی دستت الهی بمیمرم ...
8 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به panisa می باشد