پانیساپانیسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

panisa

92/03/04 امروز

امروز 2تای بدون کالسکه رفتیم مغازه سیسمونی کلی خسته شدم اما خوب بود برام ولی هنوز گلوم درد میکنه نهار امروز بابا نبود دعوت شده بود از طرف همکارش الانم سرکار یعنی امروز کلا تنها بودیم الان شما خوابیدی خیلی ناز و آروم راستی امروز برات یک زیر سارفون خوشگل گرفتم که آستین کوتاه بابا خوشش آمد همش قربون صدقه اش میره الهی فدات بشم
8 مهر 1392

92/03/05 خوشحالم که مادرم

به خودم افتخار میکنم که مادر چنین فرشته ای هستم هر روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم شبها که می خوابی دلم برای بیداری شلوغ کردنت تنگ میشه پانیسا خدارو شکر میکنم که تنها نیستم دخترم اگر خدا بهم عمر بده خیلی چیزها باید ازم یاد بگیری با تمام وجودم دوستت دارم وقتی به خودم نگاه میکنم احساس میکنم مادر برای من خیلی مادری نکرده یا خواهرم حالا بماند خدا کنه من نداشته های خودمو برات جران کنم گل سفیدم
8 مهر 1392

92/03/09 ایستادن

پانیسا این روزها خیلی اذیت میشم نه میزاری راحت بخوابم نه میزاری راحت غذا بخورم به همین خاطر خیلی مریض شدم از کم خوابی راستی میتونی به کمک اجسام وایستی ده روز دیکه نه ماه تموم میشه شیطونک
8 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به panisa می باشد