90/09/03 انتظار خیلی سخته
این ماه بیشر از هرماه منتظر امدنت سبزت هستم که با امدنت جون دوباره بهم بدی نی نی جون امدنت یه امید و دریچه به زندگیم می دونم وفکر میکنم با امدنت هم برکت میاری تو خونه هم تنهای منو پر میکنی هم مشکلات من و حل میکنی شاید با بودنت زندگی بین من وباباشیرین تر بشه با آمدنت بابا یشتر بهم توجه کنه وبا بودنت مدام حواسش پیش من و تو باشه و نه بقیه خیلی چیزها آزارم میده می دونی تو انقدر کوچیک ونازی که اینها درکش سخته برات اما تو باش تاغم از این خونه بره وشادی جاش بیاد دوست دارم مامانی هنوزن نیامدی گاهی دلتنگ دست وپاهای کوچیکت میشم یعنی میشه یه روزی تو چشمهای من نگاه کنی و بخندی که من یادم بره برای چی ناراحت بودم برای بودنت لحظه شماری میکنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


90/09/03 انتظار خیلی سخته
